کاشکی

(ق.) از ادات تمنی است و دال بر تأسف و افسوس و آرزو و حسرت دارد.

    کاشه

    (شَ یا ش) (اِ.) یخ نازکی که روی آب می‌بندد.

      کاشی

      ۱ – (اِ.) کاچی، آجر لعاب دار ساده یا نقاشی شده.
      ۲- (ص نسب.) اهل شهر کاشان.

        کاشی کار

        ۱ – (ص شغل.) آن که کاشی را در بنا کار گذارد.
        ۲- بنایی که در آن کاشی کار گذاشته شده‌است.

          کاغ

          (اِ.)
          ۱- فریاد و ناله.
          ۲- آواز کلاغ.
          ۳- نشخوار.

            کاغذ

            (غَ) [ از چی. ] (اِ.) ورقه نازک، خم پذیر و مسطحی که معمولاً از خمیر الیاف گیاهی ساخته می‌شود و غالباً بر آن چیز نویسند یا چاپ کنند. ؛ ~سیاه کردن کنایه از: نویسندگی کردن، نوشتن (حالت تحقیر). ؛~پاره کاغذی که محتوی آن فاقد ارزش است.

              کاغذ خرید

              (~. خَ) (اِمر.) ورقه‌ای معمولاً چاپی که در آن فروش کالایی با مشخصات معین به خریدار گواهی شده‌است.

                Scroll to Top