کبل

(کَ بَ) (اِ.) کول، پوستینی که از پوست گوسفند درست کنند.

    کبه

    (کُ یا کَ بّ) (اِ.) = کُپّه:
    ۱- برآمدگی، قبه.
    ۲- شاخ حجامت.

      کبوتر

      (کَ تَ) (اِ.) پرنده‌ای است حلال گوشت که دارای قدرت پرواز زیاد است و انواع گوناگون دارد، کفتر. ؛ ~ با ~باز با باز دستور مجالست با هم خوی و هم زبان.

        کبوترباز

        (~.) (ص فا.)
        ۱- کسی که به نگاه داری و پرورش کبوتران می‌پردازد.
        ۲- کنایه از: حیله گر، مکار.

          Scroll to Top