کچل

(کَ چَ) (ص.)
۱- بی مو، طاس.
۲- کسی که سرش زخم‌های چرکی دارد.

    کچلی

    (کَ چَ) (حامص. اِمر.) مرضی است که بر اثر آن زخم‌هایی در سر پیدا شود و موی بریزد، کلی.

      کچه

      (کَ چِ) (اِ.)
      ۱- انگشتر بی نگین.
      ۲- چانه، زنخ.

        کچول

        (کَ) (اِ.) = کاچول: جنبانیدن سرین وقت رقص و مسخرگی، کون جنبانی.

          کچیر

          (کَ چِ) (اِ.) پیشوا، سرکرده، کچیرده هم گفته شده.

            کحال

            (کَ حّ) [ ع. ] (ص. اِ.)
            ۱- سرمه کننده.
            ۲- چشم پزشک.

              کحل

              (کُ) [ ع. ] (اِ.)
              ۱- سنگ سرمه.
              ۲- سرمه چشم.
              ۳- هرچه در چشم کشند برای شفای چشم.

                Scroll to Top