کراش

(کَ) (اِ.) پریشانی، آشفتگی. گراش و خراش و غراش نیز گویند.

    کراک

    (کَ) (اِ.) دُم جنبانک، بلدرچین.

      کرال

      (کِ) [ انگ. ] (اِ.) نوعی شنا که به پشت یا سینه روی آب می‌خوابند و دست‌ها را از بالای سر در آب فرو می‌برند.

        کرام

        (کِ) [ ع. ] (اِ.) جِ کریم ؛ بزرگوار، بلند – همتان.

          کرامات

          (کَ) [ ع. ] (اِ.) جِ کرامه. کارهای عجیب و خارق العاده که از بعضی اولیاء و صالحان دیده می‌شود.

            Scroll to Top