استن

(اُ تُ) (اِ.) = استون: ستون، رکن.

    استناد

    (اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.)
    ۱- پشت دادن به چیزی.
    ۲- نسبت دادن.
    ۳- سند و مدرک نشان دادن.

      استناره

      (اِ تِ رِ) [ ع. استناره ] (مص ل.)
      ۱- روشن شدن.
      ۲- مدد خواستن به شعاع، روشنی جستن.

        استنباط

        (اِ تِ) [ ع. ]
        ۱- (مص م.) بیرون آوردن چیزی.
        ۲- (اِمص.) ادراک و دریافت معنی و مفهوم چیزی بر اثر دقت و تیزهوشی.

          استنبه

          (اِ تَ بِ)
          ۱- (ص.) زشت، کریه.
          ۲- (اِ.) کابوس.
          ۳- دیو.

            استنجاء

            (اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.)
            ۱- رهایی یافتن.
            ۲- شستن جای پلید و نجس را که بول و غایط در آن بوده‌است و سنگ و کلوخ بدان جا مالیدن.

              پیمایش به بالا