کرس

(~.) (اِ.) موی پیچیده و پُرشکن. کُرسه و گروس هم گفته شده.

    کرس

    (کُ) (اِ.) چرک، چرک لباس یا بدن.

      کرسان

      (کَ) (اِمر.) ظرفی مدور و صندوق مانند که از گل یا چوب سازند و نان و حلوا و میوه و مانند آن در آن نهند.

        کرست

        (کُ س) [ فر. ] (اِ.) سینه بند، شکم بند، تن پوشی طبی برای جلوگیری از افتادگی یا جا به جایی اندام‌ها.

          کرسی

          (کُ رْ یّ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- سریر، تخت. ج. کراسی.
          ۲- فلک هشتم.
          ۳- درس تخصصی یک استاد دانشگاه.
          ۴- دندان‌هایی که پس از دندان‌های نیش قرار دارند. ؛ حرف خود را به ~نشاندن سخن خود را تحمیل کردن.

            کرسی

            (~.) (اِ.) چهار پایه‌ای پهن، کوتاه و چهارگوش که در زمستان در زیر آن منقل می‌گذارند و بر رویش لحاف اندازند و در زیر آن خود را گرم کنند.

              Scroll to Top