کرفس

(کَ رَ) [ ع. ] (اِ.) معرب کرسب ؛ گیاه علفی دو ساله از تیره چتریان معطر، نرم و خوراکی. ریشه و برگ این گیاه در تداوی مورد استعمال دارد. برگ گیاه مذکور ضد اسکوربوت و شیره آن به عنوان مقوی و ضد تب به کار می‌رود.

    کرفه

    (کَ فِ) [ په. ] (اِ.) کار نیک، ثواب.

      کرک

      (کُ) (ص.) ماکیانی که از بیضه کردن باز آمده و مست شده باشد.

        کرک

        (کَ رَ) (اِ.) بدبدک، بلدرچین، سلوی.

          کرک

          (کَ) مرغ خانگی، ماکیان.

            کرکر

            (کَ کَ) (اِ.)
            ۱- دادگر، از نام‌های خداوند.
            ۲- کامکار.
            ۳- پادشاه صاحب اقبال.

              Scroll to Top