(کَ رِ) (اِ.) چربی ای که از ماست و دوغ و خامه گرفته میشود.
(کُ رُِ) (اِ.) ۱- بچه چهارپایان. ۲- کودک، فرزند (به لحن تحقیر).
(کُ رْ) [ ع. ] ۱- (مص م.) ناپسند داشتن. ۲- (اِمص.) کراهت، نفرت.
(کَ رَ یا رِ) (اِ.) خانه عنکبوت.
(کُ رِّ. کَ دَ) (مص ل.) کنایه از: زیاد شدن چیزی.
(کِ یا کَ) (اِ.) دندان فرسوده و کرم خورده.
(کِ رَ) (اِ.) زورق، کشتی کوچک.
(کَ) (اِ.) = کره. کری: پرده سفیدی که عنکبوت سازد و در آن تخم کند و بچه برآرد.
(کُ) [ ع. ] جِ کرب.
(کَ یّ) [ ع. ] (اِ.) فرشته مقرب درگاه. ج. کروبیون.