کریدور

(کُ دُ) [ فر. ] (اِ.)
۱- دالان.
۲- سرسرا، غلام گردشی.

    کریستال

    (کِ) [ فر. ] (اِ.) عنصر یا ترکیب شیمیایی جامد همگن با آرایش اتمی منظم که ممکن است شکل آن نیز از سطوح هندسی منظم تشکیل شده باشد، بلور. (فره).

      کریسمس

      (کِ مَ) [ انگ. ] (اِ.) جشنی که در شب بیست و پنجم دسامبر به یُمن میلاد مسیح برپا می‌کنند، نوئل.

        کریغ

        (کُ) (اِ.) = کریز. کریژ. کریزه. کریج. کریچ. کریچه: پر ریختن پرندگان ؛ تولک.

          کریم

          (کَ) [ ع. ] (ص.) جوانمرد، بخشنده. جِ. کرام.

            کریمه

            (کَ مِ یا مَ) [ ع. کریمه ] (ص.) مؤنث کریم.
            ۱- زن صاحب کرم.
            ۲- زن نیک خوی.
            ۳- خوب، پسندیده.

              Scroll to Top