کژمژ

(کَ مَ) (ص.) کج، ناراست، پیچیده.

    کژه

    (کَ ژَ یا ژِ) (اِ.) = کژک. کجک:
    ۱- قلاب عموماً (مخصوصاً قلاب قناره قصابان که بر آن گوشت آویزند).
    ۲- گوشت پاره‌ای که در ابتدای حلق محاذی بیخ زبان آویخته ؛ لهاه.

      کژور

      (کَ ژُ) (اِ.) ریشه گیاه زرنباد که بسیار تلخ است.

        کژوژ

        (کَ وَ) (ص فا.) بادی که کج وزد، باد مخالف.

          کژین

          (کَ) (اِمر.) جامه‌ای که درون آن را با ابریشم می‌انباشتند و روز جنگ می‌پوشیدند.

            کس

            (کَ)
            ۱- (اِ.) شخص، مردم، ذات.
            ۲- (مبهم) شخص مبهم.
            ۳- فردی، احدی.
            ۴- یار، رفیق، همدم.
            ۵- خویش، خویشاوند.
            ۶- مرد، جوانمرد.

              کس

              (کُ) (اِ.) (عا.) اندام خارجی تناسلی زن، فرج. ؛ ~خل کم عقل، دیوانه. ؛ ~مشنگ کم عقل، خُل.

                کساء

                (کِ) [ ع. ] (اِ.) جامه، لباس، گلیم. ج. اکسیه.

                  Scroll to Top