کسب

(کُ) [ ع. ] (اِ.) ثقل چیزهای فشرده ؛ کنجاره روغن.

    کسبه

    (کَ سَ بِ) [ ع. کسبه ] جِ کاسب.

      کستج

      (کَ تَ) [ معر. ] (اِ.) = گشتگ: یکی از خطوط عهد ساسانی دارای بیست و هشت حرف.

        کستل

        (کُ تَ) (اِ.) جعل، حشره‌ای سیاه و پردار.

          کسته

          (کُ تَ یا تِ)
          ۱- (اِمف.) کوفته، کوفته شده.
          ۲- (اِ.) غله کوفته که هنوزش پاک نکرده باشند یعنی از کاه جدا نشده باشند.
          ۳- گیاه سرخ مرد، عصی الراعی، هفت بند.

            Scroll to Top