استیناف

( اِ ) [ ع. ] (مص م.)
۱- از سر گرفتن.
۲- مراجعه به دادگاه برای رسیدگی دوباره به پرونده.

    اسجاع

    ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ سَجِع.
    ۱- آواز خوش پرندگان.
    ۲- سخن موزون.

      اسحار

      ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ سَحَر؛ پاس آخر شب، بامداد.

        اسحار

        ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ سِحر؛ افسون‌ها، سحرها.

          اسخیاء

          ( اَ ) [ ع. ] (ص. اِ.) جِ سخی ؛ جوانمردان، سخاوتمندان.

            اسد

            (اَ سَ) [ ع. ] (اِ.)
            ۱- شیر درنده.
            ۲- نام یکی از صورت‌های فلکی که تقریباً در سمت الرأس قرار دارد و به صورت شیری تصویر شده‌است، ستاره پر نور این صورت فلکی، قلب الاسد نام دارد که حدود ۷۱ سال نوری از خورشید فاصله دارد.
            ۳- پنجمین برج از برج‌های دوازده گانه سال.

              اسداس

              (اَ) [ ع. ] جِ سَدَس. ؛~ در اخماس زدن الف – شش در پنج زدن. ب – قمار کردن. ج – حیله کردن.

                پیمایش به بالا