کواره

(کَ رَ یا رِ) (اِ.) = کوار: سبد، زنبیل.

    کواژه

    (کَ ژَ یا ژِ) (اِ.)
    ۱- طعنه، سرزنش.
    ۲- خوش طبعی، مزاح.

      کواش

      (کَ) (اِ.) صفت، گونه، روش، طریق. کواشه هم گفته شده.

        کواعب

        (کَ عِ) [ ع. ] (اِ.) جِ کاعب ؛ پستان برآمدگان.

          کواکب

          (کَ کِ) [ ع. ] (اِ.) جِ کوکب ؛ ستارگان.

            کوانتوم

            (کُ تُ) [ فر. ] (اِ.) کوچک ترین مقدار هر کمیت فیزیکی که می‌تواند به طور مستقل وجود داشته باشد.

              کوب

              (اِمص.)
              ۱- صدمه، ضربه.
              ۲- آلتی که فیلبانان فیل را با آن زنند.

                کوبن

                (بِ یا بَ)(اِ.)چکش آهنگران و مسگران و آن دو قسم باشد، یکی مربع ک ه آن را پتک خوانند، دیگری دراز و آن را کدینه گویند، مطراق.

                  پیمایش به بالا