کوفیه

(یَّ) [ ع. کوفیه ] (اِ.) دستار چهار – گوشه‌ای که مردان عرب روی سر خود می‌ – اندازند و رشته‌ای مخصوص هم روی آن بر سر می‌گذارند که عقال نامیده می‌شود.

    کوک

    (اِ.)
    ۱- آواز بلند.
    ۲- میزان کردن یک آلت موسیقی مطابق دستگاهی خاص.
    ۳- ابزاری در ساعت یا بعضی از اسباب بازی‌ها که با پیچاندن فنر مخصوص ساعت را تنظیم یا اسباب بازی را به کار می‌اندازد. ؛توی ~کسی یا چیزی رفتن کنایه از: درباره آن مطالعه و بررسی کردن.

      کوک

      (اِ.) بخیه درشتی که بر جامه بزنند.

        کوک شدن

        (شُ دَ)(مص ل.)۱ – هماهنگ شدن ساز و آواز.
        ۲- کنایه از: شاد و خوشحال شدن.

          کوک کردن

          (کَ دَ) (مص م.)
          ۱- هماهنگ کردن سازها و آوازها.
          ۲- (عا.) تحریک کردن، برانگیختن.

            کوکا

            (کُ) [ فر. ] (اِ.) درختچه‌ای از تیره کتانیان که از برگ‌های آن در امور پزشکی استفاده می‌شود و کوکایین هم از آن گرفته می‌شود. برگ‌های خشک شده آن مانند چای است و هنگام جویدن اثری مانند توتون دارد.

              کوکایین

              (کُ) [ فر. ] (اِ.) ماده‌ای است بی بو و تلخ که از برگ درخت کوکا استخراج می‌شود، خاصیت بیهوش کنندگی دارد. مصرف زیاد آن اعتیادآور است.

                پیمایش به بالا