گاو کون کردن
(کَ دَ) (مص ل.) قضای حاجت کردن، ریدن.
(هَ) (اِ.)ابزاری برای کندن و شخم زدن زمین دارای تیغه یا تیغههای فولادی سنگین که به وسیله چهارپا به ویژه گاو بر روی زمین کشیده میشود.
(اِ.)
۱- جنگ با گاو نر که در برخی از کشورها از ورزشهای رایج است.
۲- نوعی مسابقه در برخی از روستاهای ایران به صورت جنگ میان گاوهای نر.
(~. کَ دَ) (مص ل.) بند و بست کردن، موافقت میان دو یا چند نفر برای انجام عملی (معمولاً ناروا)، زد و بند.
(تِ یَ یا یِ) [ فا – ع. ] (اِمر.) تکیه و متکای بزرگ طولانی که بزرگان چون بر مسند نشینند آن را بر پشت گذارند.