گردون

(گَ) [ په. ]
۱- (ص فا.) هرچه دور خود بگردد.
۲- (اِ.) ارابه.
۳- آسمان، گنبد لاجوردی.

    گردیدن

    (گَ دَ) [ په. ] (مص ل.)
    ۱- گشتن، شدن، چرخیدن.
    ۲- تغییر یافتن، تحول یافتن.
    ۳- حرکت کردن، راه پیمودن.
    ۴- متوجه بودن، روی آوردن.
    ۵- مقابله کردن، نبرد کردن.

      گرز

      (گُ) [ په. ] (اِ.) عمود آهنین، کوپال.

        گرزن

        (گَ زَ) (اِ.) تاج، تاج مرصع. گرزین هم گفته شده.

          گرزه

          (گَ زِ) (اِ.) مار بزرگ، نوعی مار بد زهر و کشنده.

            پیمایش به بالا