گرمک

(گَ مَ) (اِ.)
۱- نوعی خربزه که پیش رس است و دارای پوست زرد و سفید مایل به زرد می‌باشد. شکلش شلغمی و یا متمایل به کروی است. معمولاً نرم تر از خربزه ولی بی مزه تر از آن است.
۲- باقلای در آب جوشانیده.

    گرنج

    (گُ رِ) (اِ.)
    ۱- چین، شکن.
    ۲- کنج، گوشه، بیغوله.

      گرنگ

      (گُ رَ) (اِ.) = کرنگ:
      ۱- لشکرگاه.
      ۲- میدان جنگ.

        گره

        (گَ رَ) [ معر. ] (اِ.) ظرف آب، سبو.

          گره

          (گِ رِ) (اِ.) واحد طول قدیم مساوی ۱۱۶ ذرع.

            گره

            (گِ رَ یا رِ) [ په. ] (اِ.)
            ۱- پیچیدگی و درهم شدگی نخ و ریسمان یا چیز دیگر.
            ۲- برآمدگی‌هایی از ساقه که برگ‌ها روی آن قرار دارند.
            ۳- مشکل، گرفتاری. ؛ ~بر ابرو زدن کنایه از: رو ترش کردن، عبوس شدن.

              پیمایش به بالا