اشارت

(اِ رَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) با دست چیزی را نشان دادن.
۲- با حرکت دست و چشم و ابرو مطلبی را القا کردن.
۳- (اِ.) دستور، فرمان.
۴- رمز، ایماء.
۵- (اِمص.) تقریر، بیان. اشاعت (اِ عَ) [ ع. اشاعه ] (مص م.)
۱- شایع کردن، پراکندن.
۲- فاش نمودن

    اشافی

    ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ اشفی ؛ درفش کفش دوزان.

      اشانتیون

      (اِ) [ فر. ] (اِ.) نمونه‌ای معمولا کوچک و مجانی از کالا که برای تبلیغ عرضه می‌شود، نمونه (فره).

        اشباح

        ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ شبح.۱ – کالبدها، تن‌ها.
        ۲- سایه‌ها.
        ۳- سیاهی‌ها که از دور دیده شود.

          اشباع

          ( اِ ) [ ع. ]
          ۱- (مص م.) سیر گردانیدن.
          ۲- (اِ.) پر و بسیار.

            پیمایش به بالا