اشتک

(اِ تَ) (اِ.) جامه‌ای که کودکان نوزاد را در آن پیچند، قنداق.

    اشتلم

    (اُ تُ لُ) (اِ.)
    ۱- گرفتن چیزی به زور.
    ۲- لاف زدن.
    ۳- تندی، خشونت.
    ۴- ظلم، زور.

      اشتمال

      (اِ تِ) [ ع. ]
      ۱- (مص م.) فراگرفتن، دربرداشتن.
      ۲- (اِمص.) فراگرفتگی، احاطه. ج. اشتمالات.

        اشتهاء

        (اِ تِ) [ ع. ] (مص م.)
        ۱- آرزو کردن.
        ۲- میل به غذا داشتن. ؛ ~ی کسی را کور کردن میل به خوردن را در کسی از میان بردن.

          اشتود

          (اُ تَ وَ) = اشتوذ:
          ۱- (اِخ.) بخش دوم از پنج بخش گات‌ها.
          ۲- روز دوم از اندرگاه.

            اشتیاق

            ( اِ ) [ ع. ]
            ۱- (مص ل.) شوق داشتن، میل داشتن.
            ۲- (اِمص.) آرزومندی. جِ شوق.

              پیمایش به بالا