اشعب

(اَ عَ) [ ع. ] (ص.)
۱- قوچی که میان دو شاخ آن فراخ باشد، حیوان شاخداری که وسط دو شاخش فاصله باشد.
۲- کسی که میان دو شانه اش فراخ باشد.

    اشعث

    (اَ عَ) [ ع. ] (ص.) ژولیده موی، آشفته موی.

      اشعر

      (~.) [ ع. ] (ص.) مردی که بدنش دارای موهای زیاد و یا بلند باشد.

        اشعری

        (~.) [ ع. ] (ص نسب.)
        ۱- منسوب به اشعر (یکی از قبایل عرب).
        ۲- منسوب به فرقه اشعریه.

          اشعه

          (اَ ش ِ عِّ) [ ع. ] (اِ.) جِ شعاع ؛ روشنی‌ها، پرتوها.

            اشغالگر

            (~. گَ) [ ع – فا. ] (ص فا.) شخص یا نیرویی که جایی را به زور و برخلاف حق تصرف کند.

              Scroll to Top