مادرخرج

(~. خَ) (اِ.) کسی که عهده دار هزینه‌های همگانی یک گروه‌است و مبلغ آن را در پایان روز یا مراسم میان افراد سرشکن و از آنان دریافت می‌کند.

    مادرزاد

    (ص مف.) مربوط یا منسوب به هنگام زاده شدن مثل: کور مادرزاد.

      مادرزن سلام

      (~. زَ. سَ) [ فا – ع. ] (عا.) مرسوم است که صبح روز بعد از عروسی داماد با هدیه‌ای به دیدار مادر عروس می‌رود. در این دیدار داماد دست مادر عروس را می‌بوسد و از او هدیه‌ای دریافت می‌کند.

        مادرسالاری

        (~.) (حامص. اِ.) نوعی نظام اجتماعی که در آن مادر صاحب اختیار و رییس خانواده‌است.

          مادگی

          (دِ) (اِ.)
          ۱- جای دکمه.
          ۲- آن بخشی از گیاه که ماده گل را تشکیل می‌دهد.
          ۳- عضو تولیدمثل در جنس ماده.

            ماده

            (دِّ) [ ع. ماده ] (اِ.)
            ۱- اصل هر چیزی.
            ۲- آن چه که وزن داشته باشد و فضا را اشغال کند.

              پیمایش به بالا