مبذول

(مَ) [ ع. ] (اِمف.)
۱- خرج شده، مصرف شده.
۲- بذل شده، بخشیده شده.

    مبرات

    (مَ بَ رّ) [ ع. ] (اِ.) جِ مبره ؛ خیرات و اعمال خیر.

      مبرت

      (مَ بَ رَّ) [ ع. مبره ]
      ۱- (مص ل.) اطاعت از فرمان پدر و مادر.
      ۲- در فارسی به معنای کار خیر، نیکی کردن.

        مبرح

        (مُ بَ رِّ) [ ع. ] (اِ فا.) آزار کننده، رنج دهنده.

          مبرد

          (مُ بَ رِّ) [ ع. ] (اِفا.)
          ۱- سرد کننده، خنک کننده.
          ۲- پایین آورنده درجه حرارت بدن.
          ۳- کاهنده تمایلات جنسی.

            پیمایش به بالا