اسم فاعل متحلل (مُ تَ حَ ل ِّ) [ ع. ] (اِفا.) ۱- بیمارشونده. ۲- استثنا کننده در سوگند. ۳- بیرون آینده از قسم به کفاره. ۴- در فارسی تحلیل شونده.
عامیانه متحمل شدن (~. شُ دَ) [ ع – فا. ] (مص ل.) ۱- تحمل کردن. ۲- (عا.) اعتنا نکردن، به روی خود نیاوردن.