اصهب

(اَ هَ) [ ع. ] (ص.) موی سرخ به سفیدی آمیخته، می‌گون.

    اصول

    ( اُ ) [ ع. ] (اِ.) جِ اصل.
    ۱- ریشه‌ها، پایه‌ها.
    ۲- نژادها، گوهرها.
    ۳- علوم شرعی که از چهار اصل تشکیل می‌شود: کتاب، سنت، اجمعا، قیاس. ؛~ دین به عقیده اهل سنت سه اصل است: توحید، نبوت، معاد و شیعه دو اصل عدل و امامت را بر آن افزوده و معتقد به پنج اصل است.

      اصولی

      ( اُ ) [ ع. ] (ص.)
      ۱- عالم به اصول فقه.
      ۲- در فارسی قانونمندی، از روی قاعده.

        اصیل

        ( اَ ) [ ع. ]
        ۱- (ص.) پاک نژاد، نجیب.
        ۲- (اِ.) شبانگاه. جِ آصال.

          Scroll to Top