محترقه

(مُ تَ رِ قِ یا قَ) [ ع. محترقه ] (اِفا.) مؤنث محترق. ؛ مواد ~ موادی که موجب سوزاندن اشیا و تولید حریق شود.

    محتسب

    (مُ تَ س) [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- حساب کننده.
    ۲- داروغه، مأمور حکومت که وظیفه اش امر به معروف و نهی از منکر است.

      محتشد

      (مُ تَ ش) [ ع. ] (اِفا.)
      ۱- آن که در بذل مال و یاری دریغ نکند.
      ۲- آماده، مهیا.

        محتشم

        (مُ تَ شَ) [ ع. ] (اِفا.)
        ۱- توانا و بزرگ.
        ۲- دارای خدم و حشم بسیار، باشکوه و جلال.

          پیمایش به بالا