مرتیکه

(مَ کِ) (اِ.) (عا.) = مردیکه: مرد (در مقام تحقیر و توهین به کار می‌رود).

    مرثیه

    (مَ یِ) [ ع مرثیه. ] (مص ل.) شعر یا سخنی که در مدح و سوگواری مرده خوانده شود.

      مرج

      (مَ) (اِ.)
      ۱- مرز.
      ۲- زمینی که کناره‌های آن را بلند ساخته در درون آن چیزی بکارند.

        مرج

        (~.) [ معر. ]
        ۱- (اِ.) چراگاه.
        ۲- (مص م.) به چراگاه فرستادن چرنده.
        ۳- (~.) (مص ل.) چریدن چرنده.

          مرجان

          (مَ) [ ع. ] (اِ.) نوعی از جانوران دریایی شبیه به گیاه که مانند گیاه به زمین نمی‌چسبد.

            مرجانه

            (مَ نِ) [ ع. مرجانه ] (اِ.) واحد مرجان ؛ مروارید کوچک.

              پیمایش به بالا