آب بسته

(بِ بَ تِ) (اِمر.)
۱- شیشه، آبگینه، بلور.
۲- ژاله، شبنم.
۳- تگرگ، یخ.

    آب بند

    (بَ) (ص. اِمر.)
    ۱- سَّد.
    ۲- کسی که ماست و پنیر و مانند آن را درست می‌کند.
    ۳- کسی که تَرَک ظروف شکسته را می‌گرفت.

      آب بندی

      (بَ)(حامص. اِ.)۱ – بستن مسیر آب.
      ۲- عایق کردن جایی یا چیزی در برابر نم و رطوبت.
      ۳- تنظیم شدن موتور ماشین یا هر دستگاه دیگری.
      ۴- ریختن آب در سماور، آب پاش و غیره.

        آب پاش

        (اِمر.) آلتی دسته دار و سر پهن و سوراخ سوراخ برای آب دادن به گیاهان.

          پیمایش به بالا