آب آوردن

(وَ دَ) (مص ل.) نوعی بیماری چشم که بر اثر پیری یا بیماری آب از چشم روان می‌گردد.

    آب اکسیژنه

    (اُ ژِ نِ) [ فا – فر. ] (اِ.) مایعی که خاصیت اکسید کنندگی قوی دارد و برای رنگ بری و ضدعفونی کردن به کار می‌رود، پراکسید هیدروژن.

      آب اماله

      (بِ اِ لِ) [ فا – ع. ] (اِ.) هر داروی مایعی که ا ز طریق تنقیه به بیمار منتقل کنند.

        آب انبار

        (اَ)(اِمر.)
        ۱- جایی سرپوشیده برای ذخیره کردن آب در زیرزمین.
        ۲- آبدان، آبگیر.

          آب انداز

          (اَ)(اِمر.)
          ۱- استراحتگاهی در میان دو منزل برای رفع خستگی از چهارپایان.
          ۲- آب دزدک.

            آب باریک

            (اِمر.)
            ۱- آب کم.
            ۲- درآمد اندک. آب باریکه (کِ) (اِمر.) (عا.) نک آب باریک.

              اسکرول به بالا