اسم فاعل مستحیل (مُ تَ) [ ع. ] (اِفا.) سخن محال، امری که محال و غیر ممکن باشد، از حالی به حالی درآینده.
اسم مفعول مستخرج (مُ تَ رَ) [ ع. ] (اِمف.) ۱- استخراج شده. ۲- در فارسی، زندانبان ؛ کسی که حق وارد و خارج کردن زندانی را داشته باشد.