اعمال

( اَ ) [ ع. ] (اِ.)جِ عمل.
۱- کارها، کرده‌ها.
۲- شغل‌ها، پیشه‌ها.
۳- نواحی (حکومتی).

    اعمش

    (اَ مَ) [ ع. ] (ص.) کسی که به سبب مرض، آب از چشمش جاری شود.

      اعنات

      ( اِ ) [ ع. ] (مص م.)
      ۱- رنجانیدن، به رنج انداختن.
      ۲- کسی را در کاری دشوار افکندن.

        اعناق

        ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ عنق ؛ بداخلاق‌ها.

          اعنق

          (اَ نَ) [ ع. ] (ص.) آن که گردن دراز دارد.

            اعوج

            (اَ وَ) [ ع. ] (ص.)
            ۱- کج، ناراست.
            ۲- بدخوی.

              Scroll to Top