معاوضه

(مُ وَ ضَ یا وِ ض) [ ع. معاوضه ]
۱- (مص م.) با هم عوض کردن.
۲- (اِمص.) تبدیل، تعویض.

    معاون

    (مُ وِ) [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- یاری کننده.
    ۲- کسی که مقامش در وزارتخانه یا اداره پس از وزیر یا رییس است.

      معایش

      (مَ یِ) [ ع. ] (اِ.) جِ معیشت ؛ اسباب و لوازم زندگانی.

        معاینه

        (مُ یَ نَ یا یِ نِ) [ ع. معاینه ]
        ۱- (مص م.) با چشم دیدن.
        ۲- بررسی و دقت کردن در وضع مریض.

          پیمایش به بالا