(~. گُ) [ ع – فا. ] (ص فا.) تأویل کننده، شرح دهنده.
(مَ هَ) [ ع. ] (اِ.) ۱- محل بازگشت. ۲- محضر مردمان. ج. معاهد.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) ۱- عهد کرده شده. ۲- شناخته شده، معروف.
(مُ وَ) [ ع. ] (اِمف.) خمیده، کج.
(مُ عَ وَّ) [ ع. ] (اِمف.) عادت داده شده.
(مُ عَ وِّ) [ ع. ] (اِفا.) آنکه تعویذ با خود دارد.
(مُ عَ وَّ) [ ع. ] (اِمف.) درنگ شده، به تأخیر افتاده.
(مُ عَ وَّ) [ ع. ] (اِمف.) محل اعتماد.
(مَ نَ) [ ع. معونه ] (مص م.) کمک کردن، یاری کردن.
(مِ عا) [ ع. ] (اِ.) روده ؛ ج. امعاء.