اف

( اُ ) [ ع. ] (صت.)کلمه‌ای است که به هنگام اظهار افسرد گ ی، نفرت و کراهت استعمال کنند.

    اف اف

    (اِ. اِ) (اِ.) نام تجارتی وسیله‌ای برقی برای باز کردن در ساختمان، در بازکن. (فره).

      افئده

      (اَ ئِ دِ یا دَ) [ ع. افئده ] (اِ.) جِ فواد؛ دل‌ها، قلب‌ها.

        افاده

        (اِ دِ) [ ع. افاده ]
        ۱- (مص م.) فایده رساندن، سود دادن.
        ۲- (اِمص.) تکبر، خودبینی.

          افاضل

          (اَ ض ِ) [ ع. ] (اِ.) جِ افضل.
          ۱- برتران.
          ۲- دانشمندان.

            افاضه

            (اِ ض ِ) [ ع. افاضه ] (مص م.)
            ۱- پر کردن ظرف تا لبریز شود.
            ۲- وارد شدن در سخن و حدیث.
            ۳- فیض رساندن، بهره.

              افاعیل

              ( اَ ) [ ع. ] جِ افعال ؛ جج فعل ؛ فعل‌ها، کنش‌ها، کردارها.

                افاقت

                (اِ قَ) [ ع. افاقه ] نک افاقه.

                  افاقه

                  (اِ قِ) [ ع. افاقه ]
                  ۱- (مص ل.) بهبود یافتن.
                  ۲- به هوش آمدن.
                  ۳- (اِمص.) بهبود.
                  ۴- گشایش.

                    افاک

                    (اَ فّ) [ ع. ] (ص.) آن که دروغ بسیار گوید.

                      Scroll to Top