منکسف

(مُ کَ س) [ ع. ] (اِفا.) آفتاب یا ماه یا سیاره‌ای که تمام یا بخشی از آن گرفته شده باشد.

    منکوس

    (مَ) [ ع. ]
    ۱- (اِمف.) نگونسار شده، سرنگون.
    ۲- (اِ.) شکلی است از اشکال رمل.

      منگ

      (~.) (اِ.)۱ – قمار، قماربازی.
      ۲- روش، قاعده.
      ۳- بنگ ؛ تخم شاهدانه.

        منگ

        (مَ) (ص.)
        ۱- کودن، کم هوش.
        ۲- دزد، راهزن.
        ۳- (عا.) گیج، سرگشته.

          منگل

          (~.) (اِ.) شترگلو، مجرای آب در زیر زمین.

            پیمایش به بالا