مهازله

(مُ زَ یا زِ لَ) [ ع. مهازله ]
۱- (مص ل.) بازی کردن، بیهودگی کردن.
۲- هزل گفتن، شوخی کردن.
۳- (اِمص.) بازی، بیهودگی.
۴- هزل گویی.

    مهام

    (مَ مّ) [ ع. ] (اِ.) جِ مهم ؛ کارهای بزرگ و سخت.

      مهامه

      (مَ مِ) [ ع. ] (اِ.) جِ مهمه، مهمهه ؛ بیابان‌های خشک، دشت‌های ویران و خالی.

        مهاوی

        (مَ) [ ع. ] (اِ.) جِ مهوی.
        ۱- فضاهای بین دو کوه و مانند آن.
        ۲- شکاف‌ها.

          مهب

          (مَ هَ بّ) [ ع. ] (اِ.) محل وزیدن باد. ج. مهاب.

            مهبط

            (مَ بِ یا بَ) [ ع. ] (اِ.) جای فرود آمدن. ج. مهابط.

              پیمایش به بالا