(مُ وَ کَّ) [ ع. ] (اِمف.) گماشته شده، کسی که وکالت کاری به او سپرده شده.
(مُ وَ کِّ) [ ع. ] (اِفا.) وکیل کننده، کسی که برای خود وکیل تعیین میکند.
(مُ) [ ع. ] (اِمف.) واگذار شده، سپرده شده.
(اِ.) درنگ، تأخیر.
(اِ.)۱ – معشوق، فاسق. ۲- فرزند نامشروع.
(مُ) [ ع. مولی ] (اِ.) نک مولی.
(ص فا.) مولنده، درنگ کننده.
(ص.) (عا.) آب زیرکاه و کم حرف و دانا و زیرک و رند و ناقلا و فهمیده.
(اِ.) تأخیر و درنگ پی درپی.
(دِ) [ از انگ. ] (اِ.) بسیار پول – دار.