آخور

(خُ) [ په. ] (اِ.)=آخر:۱ – طویله، اصطبل.
۲- حوضچه.

    آخورسنگین

    (~. سَ) (اِمر.)
    ۱- آخوری که در آن کاه و علف نباشد.
    ۲- سنگاب، آبشخور ساخته شده از سنگ برای چهارپایان اهلی.

      آخوند

      (ص. اِ.)
      ۱- ملا، معلم مکتب خانه.
      ۲- پیشوای مذهبی.

        آخوندک

        (دَ) (اِ.)
        ۱- حشره‌ای سبز رنگ مانند ملخ با پاهای دراز، سر بزرگ و دو جفت بال که خود را به شکل شاخه‌های کوچک درختان درمی آورد و حشرات مضر برای کشاورزی را می‌خورد.
        ۲- مجازاً آخوند حقیر یا کم سواد را گویند.

          آداب

          [ ع. ] جِ ادب ؛ رسوم، عادات.

            پیمایش به بالا