نرخ گرفتن
(~. گِ رِ تَ) (مص ل.) گران بها شدن.
(نَ) [ په. ] (اِ.) نوعی بازی مانند شطرنج که ابزار آن یک صفحه چوبی به همراه ۱۵ مهره سیاه و ۱۵ مهره سفید و دو طاس میباشد.
(نَ دَ) (اِ.) = نردبام: دو چوب یا دو قطعه فلزی بلند عمودی که در میان آنها به فاصله معین چوبها یا قطعات فلزی افقی کار گذاشته و توسط آن از دیوار، درخت و غیره بالا روند، زینه.
(نِ) [ انگ. ] (اِ.) فردی که در زمینه اصول علمی و مهارتهای حرفهای مراقبت و درمان بیماران تحصیل کرده و در آن تبحر داشته باشد، پرستار. (فره).
(نَ کَ یا کِ) [ تر. ] (اِ.) حلقه زدن گروهی به جهت منع حیوانات شکاری از خروج از محوطهای معین تا شکار شاه یا امیران آسان باشد، جرگه.
(نَ) (اِ.) مهرهای کوچک و مخروطی شکل که در آن گلها و رگهای بسیار بود و آن را در بیخ دم پلنگ یابند و نرگ پلنگ گویند، حجرالنمر.