هرروزه

(هَ زِ)
۱- (ق مر.) پیوسته، دایماً.
۲- (ص مر.) آن چه که در هر روز یک بار انجام پذیرد.
۳- (اِمر.) سوره‌ای یا دعایی یا اسمی که هر روز آن را باید بخوانند، ورد.

    هرز دادن

    (هَ. دَ) (عا.) (مص م.) (عا.)
    ۱- روان کردن آب در زمین‌های لم یزرع.
    ۲- هدر دادن، تلف کردن.

      هرزآب

      (هَ زِ) (اِ.) (عا.)
      ۱- آبی که بیهوده روی زمین جاری شود.
      ۲- فاضلاب.

        هرزبان

        (هَ) (اِمر.) (عا.) تخته‌ای که جلو جوی و نهر نهند برای کم و بیش کردن آب.

          هرزه

          (هَ زِ) [ په. ] (ص.)
          ۱- بیهوده، یاوه.
          ۲- بیکاره.
          ۳- زن بدکاره.

            پیمایش به بالا