هفت دست

(~. دَ) (اِمر.)
۱- هفت مجموعه کامل از چیزی.
۲- کنایه از: مجموعه‌های کامل بسیار از چیزی.

    هفت دور

    (~. دَ یا دُ) [ فا – ع. ] (اِمر.) هفت دور و مدت که هر دوری شامل هزار سال است و تعلق به یکی از هفت سیاره دارد و چون هزار سال تمام شود دور سیاره دیگر آغاز گردد. این ادوار را از زحل آغاز کنند و به ترتیب فرود آیند تا به ماه (قمر) رسند. زحل، عطارد، قمر.

      هفت رنگ

      (~. رَ)
      ۱- (اِمر.) از قدیم هفت رنگ را از میان رنگ‌ها اصلی دانسته‌اند (سبح الوان) و آن‌ها عبارتند از: الف – به قولی: سیاه، خاکی (خاکستری)، سرخ، زرد، سفید، کبود، زنگاری. ب – و به قولی: زرد، آبی، نارنجی، سرخ، بنفش، سبز، نیلگون. ضح – قدما هر رنگ را به یکی از سیارات هفتگانه و یکی از روزهای هفته نیز اختصاص می‌دادند؛ از این قرار: زرد (آفتاب – یکشنبه)، آبی (ماه – دوشنبه)، نارنجی (مریخ – سه شنبه)، سرخ (عطارد – چهارشنبه)، بنفش (مشتری – پنجشبنه)، سبز، (زهره – آدینه)، نیلگون (زحل – شنبه).
      ۲- نام گلی است در هندوستان و آن هفت رنگ دارد.
      ۳- (ص مر.) چیزی که به هفت رنگ منقش باشد، هر چیز منقش.

        هفت سین

        (~.) (اِمر.) سفره‌ای که ایرانیان هنگام تحویل سال نو می‌اندازند و در آن هفت نوع محصول که با حرف «س» شروع می‌شود می‌چینند.

          پیمایش به بالا