التحام

(اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.) به هم پیوستن، به هم چسبیدن، جوش خوردن (زخم یا چیز دیگر).

    التزام

    (اِ تِ) [ ع. ]
    ۱- (مص ل.) همراه بودن، همراهی کردن.۲ – (مص م.) ملزم شدن به امری. ج. التزامات.

      التصاق

      (اِ تِ) [ ع. ]
      ۱- (مص م.) چسبیدن، پیوستن.
      ۲- (اِمص.) پیوستگی، چسبندگی.

        التفات

        (اِ تِ) [ ع. ]
        ۱- (مص م.) بازنگریستن، روی کردن.
        ۲- (اِمص.) مهربانی، لطف.
        ۳- توجه.

          Scroll to Top