الجار

(اِ) [ تر. ] (اِ.) = ایلجار. یلجار:
۱- مردمانی که بیستگانی خوار نباشند و به حمیت وطن در مقابل دشمن به مدافعه پردازند و با لشکر ملوک همداستان شوند.
۲- اجتماع گروه بسیاری از رعایا برای انجام دادن کاری.

    الحاد

    ( اِ ) [ ع. ]
    ۱- (مص ل.) از دین برگشتن، انکار خداوند کردن.
    ۲- (اِمص.) بی دینی، کفر.

      الحاق

      ( اِ ) [ ع. ]
      ۱- (مص ل.) در پیوستن، رسیدن به کسی یا چیزی.
      ۲- به هم پیوند دادن.
      ۳- (اِمص.) پیوستگی، اتصال.

        الحان

        ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ لحن ؛
        ۱- آوازها.
        ۲- نغمه‌های دل انگیز.

          الحق

          (اَ حَ قّ) [ ع. ] (ق.) به راستی، حقیقتاً، بدون شک. ؛~ الحقُ والانصاف از روی حقیقت و انصاف، به درستی، واقعاً.

            Scroll to Top