واسل
(س) [ ع. ] (ص فا.) توسل جوینده.
(شُ دَ) (مص ل.)
۱- باز شدن.
۲- شکفته شدن.
۳- پراکنده شدن.
۴- برطرف شدن.
۵- جدا شدن.
۶- بند آمدن.
۷- دست برداشتن.
(ش) [ انگ. ] (اِ.) حلقهای معمولاً از جنس لاستیک که برای آب بندی کردن بین دو جسم سخت قرار میگیرد.
(شَ) (اِ.)
۱- چوبک زن، کسی که در شبهای ماه رمضان با آواز یا صدای طبل مردم را بیدار میکند.
۲- مهتر پاسبان.
(اِ.) لباس اضافی برای تعویض لباسی که پوشیدهاند. ؛ شور ~ دو یا چند جامه که یکی را به تن کنند و دیگری را بشویند و تمیز کنند.