واسه

(س) [ ع. واسطه، برای، به علت ] (حر. اض.) (عا.) برای، بهر، به جهت.

    واشامه

    (مِ) (اِ.) مقنعه، روسری. واشام و باشام و باشامه نیز گویند.

      واشدن

      (شُ دَ) (مص ل.)
      ۱- باز شدن.
      ۲- شکفته شدن.
      ۳- پراکنده شدن.
      ۴- برطرف شدن.
      ۵- جدا شدن.
      ۶- بند آمدن.
      ۷- دست برداشتن.

        واشر

        (ش) [ انگ. ] (اِ.) حلقه‌ای معمولاً از جنس لاستیک که برای آب بندی کردن بین دو جسم سخت قرار می‌گیرد.

          واشنگ

          (شَ) (اِ.)
          ۱- چوبک زن، کسی که در شب‌های ماه رمضان با آواز یا صدای طبل مردم را بیدار می‌کند.
          ۲- مهتر پاسبان.

            واشه

            (ش) (اِ.)باشه ؛ پرنده‌ای شکاری، کوچک تر از باز.

              واشور

              (اِ.) لباس اضافی برای تعویض لباسی که پوشیده‌اند. ؛ شور ~ دو یا چند جامه که یکی را به تن کنند و دیگری را بشویند و تمیز کنند.

                پیمایش به بالا