ولانه

(وِ یا وَ نِ) (اِ.) والانه ؛ ریش، جراحت.

    ولایت

    (وِ یَ) [ ع. ولایه ]
    ۱- (اِمص.) فرمانروایی، پادشاهی.
    ۲- (مص ل.) حکومت کردن، تسلط داشتن.

      ولایت

      (وَ یَ) [ ع. ولایه ] (اِ.)۱ – بخش‌هایی از یک کشور که یک نفر والی بر آن‌ها فرمانروایی کند.
      ۲- شهرستان. ج. ولایات.

        ولت

        (وُ لْ) [ انگ – فر. ] (اِ.) واحد نیروی محرکه برقی و اختلاف پتانسیل.

          ولتاژ

          (وُ) [ فر. ] (اِ.) اختلاف انرژی پتانسیل مربوط به واحد بار الکتریکی در فاصله بین دو نقطه از مدار جریان یا دو سر باطری، اختلاف پناسیل. (فره).

            ولد

            (وَ لَ) [ ع. ] (اِ.) فرزند، پسر. ج. اولاد.

              ولع

              (وَ لَ) [ ع. ]
              ۱- (اِ.) حرص و علاقه شدید به چیزی.
              ۲- (اِمص.) حرص، آزمندی.

                پیمایش به بالا