الله

(اَ لْ لا) [ ع. ] (اِ.)ایزد، خدا، معبود یگانه. ؛~ُ اعلم خدا داناتر است. (هنگامی که نسبت به موضوعی شک و تردید است). ؛~ اکبر الف – خدا بزرگ تر است. (هنگام تعجب، عصبانیت و تأیید گفته می‌شود). ب – بخشی از اذان و نماز است.

    اللهم

    (اَ لْ لا هُ) [ ع. ] (شب جم.) بار خدایا. ؛~صل علی محمد و آل محمد بار خدایا درود بفرست بر محمد و خاندان او.

      اللهی

      (اَ لْ لا) [ ع – فا. ] (ص نسب.)
      ۱- منسوب به الله، خدایی.
      ۲- مرد کامل، از نقص رسته.

        الم

        (اَ لَ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- (مص ل.) دردمند شدن.
        ۲- (اِمص.) رنجیدگی.
        ۳- (اِ.) درد، ج. آلام.

          الماس

          ( اَ ) [ په. ] (اِ.) گرفته شده از یونانی ؛ از سنگ‌های گرانبها و کمیاب که دارای سختی و درخشندگی خاصی می‌باشد.

            المام

            ( اِ ) [ ع. ] (مص ل.)
            ۱- به حد بلوغ رسیدن.
            ۲- گناه صغیره کردن.
            ۳- فرود آمدن امر بر کسی.

              المپیاد

              (اُ لَ) [ فر. ] (اِ.)
              ۱- فاصله چهار ساله میان مسابقات المپیک.
              ۲- هر یک از مسابقات جهانی در زمینه علوم.

                المپیک

                (اُ لَ) [ فر. ] (اِ.) مسابقات و ورزش‌ها و بازی‌هایی که هر چهار سال یک بار با تشریفات خاصی در یونان قدیم انجام می‌شد. از سال ۱۸۹۶ م. این مسابقات مجدداً معمول گردید و جنبه بین المللی یافت.

                  Scroll to Top