الوا

(اَ) (اِ.) صمغی است بسیار تلخ ؛ صبر زرد.

    الواح

    ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ لوح ؛ لوح‌ها، صفحه‌های فلزی، سنگی یا چوبی.

      الوار

      ( اَ ) (اِ.)
      ۱- تیرهای بزرگ چوبی که در ساختن سقف خانه به کار می‌رفت.
      ۲- چوب‌های چهارتراش دراز و ضخیم.

        الوان

        ( اَ ) جِ لون ؛ رنگ‌ها.

          الوس

          (اُ) [ تر. مغ. ] (اِ.) = اولوس: طایفه، قبیله، جماعت ؛ ج. الوسات.

            الوف

            ( اُ ) [ ع. ] جِ الف.
            ۱- هزاران، هزارها.
            ۲- هزارگان.

              الویه

              (اَ یِ) [ ع. الویه ] (اِ.) جِ لوا؛ پرچم‌ها.

                Scroll to Top