ام. اس

(اِ اِ) [ انگ. ]M.S (اِ.) بیماری عصبی پیش رونده‌ای که به تدریج باعث ضعف، اختلال‌های حسی و حرکتی، و اختلال در بینایی و گفتار می‌شود.

    اما

    (اَ مّ) [ ع. ] (ق.) تفصیل و تأکید را رساند، ولی، ولیک، ولیکن. ؛~ تو کار آوردن بهانه آوردن، ایراد گرفتن.

      اماثل

      (اَ ثِ) [ ع. ] (ص.) جِ امثل.
      ۱- فضلا، هنرمندان.
      ۲- مانندها.

        امارات

        ( اِ ) [ ع. ] (اِ.) جِ اماره (امارت).
        ۱- ولایت‌ها.
        ۲- فرمانفرمایی‌ها، سرداری‌ها.

          امارت

          (اِ رَ) [ ع. ]
          ۱- (اِمص.) فرمانروایی.
          ۲- (اِ.) ناحیه‌ای که زیر فرمان امیری باشد.

            اماره

            (اَ مّ رِ) [ ع. اماره ] (ص.)
            ۱- بسیار امر کننده، گمراه کننده.
            ۲- خواهش‌های شیطانی.

              اماره

              (اِ رِ) [ ع. ] (اِ.) نشان، نشانه، علامت، ج. امارات.

                Scroll to Top