اماکن
(اَ کِ) [ ع. ] جِ امکنه. جج. مکان ؛ جاها، جایها، سرزمینها. ؛~ متبرکه زیارتگاهها و بناهای مقدس، قبور ائمه.
(اَ کِ) [ ع. ] جِ امکنه. جج. مکان ؛ جاها، جایها، سرزمینها. ؛~ متبرکه زیارتگاهها و بناهای مقدس، قبور ائمه.
(اِ لِ) [ ع. اماله ] (مص م.)
۱- مایل کردن، خم دادن.
۲- تنقیه کردن.
۳- تبدیل حرف «آ» (الف) به «ی». مانند: رکاب = رکیب.
(اَ نَ) [ ع. امانه ]
۱- (مص ل.) امین بودن.
۲- (اِمص.) راستی، درستکاری.
۳- استواری.
۴- سپرده، ودیعه.