امانتی

(~.) [ ع – فا. ] (ص نسب.) مال یا چیزی که به عنوان امانت به کسی سپارند، ودیعه.

    امپراتریس

    (اِ پِ تِ) [ از فر. ] (اِ.) = امپراطریس: زوجه امپراتور، ملکه، شهربانو.

      امپراتور

      (اِ پِ) [ فر. ] (اِ.) = امپراطور:
      ۱- عنوان فرمانروایان روم قدیم.
      ۲- شاهنشاه مقتدری که بر قلمروهای وسیعی سلطنت کند.

        امپرسیونیسم

        (~.) [ فر. ] (اِ.) برگرفته از واژه فرانسوی امپرسیون به معنای احساس و تأثر. نام مکتبی ادبی و هنری در قرن ۱۹ که هدف پیروانش رهایی از قواعد دست و پاگیر کلاسیسم و بیان تأثیر کلی و گذرای یک صحنه یا موضوع بوده‌است بدون پرداختن به جزییات.

          امپریال

          (اَ پِ) [ فر. ]
          ۱- (ص.) امپراتوری، شاهنشاهی.
          ۲- (اِ.) سکه‌ای طلا که در دوره تزاری در روسیه رواج داشته‌است.
          ۳- نوعی بازی ورق.

            امپریالیسم

            (اَ پِ) [ فر. ] (اِ.)
            ۱- طرفداری از حکومت امپراطوری.
            ۲- سیاستی که بنایش بر تسلط یک کشور بر کشورهای دیگر باشد.
            ۳- نظام سرمایه داری پیشرفته مبتنی بر نفوذ و سلطه کشوری بر کشورهای دیگر.

              Scroll to Top