امعان

( اِ ) [ ع. ]
۱- (مص م.) دقت کردن.
۲- غور کردن.
۳- (اِمص.) دوراندیشی، دقت.

    امکان

    ( اِ ) [ ع. ]
    ۱- (مص م.) توانا گردانیدن بر امری.
    ۲- پا برجا کردن.
    ۳- دست یافتن.
    ۴- (مص ل.) ممکن بودن.
    ۵- (اِمص.) احتمال.
    ۶- توانایی.

      امکنه

      (اَ کِ نِ) [ ع. امکنه ] (اِ.) جِ مکان ؛ جای‌ها، مکان‌ها.

        امگا

        (اُ مِ) [ یو. ] (اِ.) بیست و چهارمین حرف الفبای یونانی.

          امل

          (اَ مَ) [ ع. ] (اِ.) امید، آرزو. ج. آمال.

            امل

            (اُ مُّ) [ ع. ] (ص.) کهنه پرست، کسی که با تمدن و تجدد سازگار نباشد.

              املاء

              ( اِ ) [ ع. ]
              ۱- (مص م.) پر کردن.
              ۲- مطلبی را بیان کردن تا دیگری بنویسد.
              ۳- (اِمص.) درست نویسی، رسم الخط.
              ۴- دیکته.

                Scroll to Top